تیتر داغ
    پا که سهل است جانم را فدای عمه
    موفقیت دانش آموزان البرزی در لیگ علمی پایا
    برگزاری همایش شیرخوارگان حسینی در ۲۱۰ نقطه البرز
    استارت‌آپ‌ها حافظان صنایع دستی ایران
    سامانه ثبت اموال مسئولان فعال شد
    کتاب غواص شریف رونمایی شد
    توقیف پراید با 240 میلیون ریال جریمه در
    افشای جزئیاتی جدید از دلیل انصراف ترامپ از
    ثبت وعده افتتاح بزرگراه البرز در گینس/طنز
    تجمع حمایت از طلبه آمر به معروف در
    حکیمی: مطالبات ساکنین مشکین دشت پیگیری می شود
    برق رسانی به منطقه صنعتی داشلیجه فردیس آغاز
    هوچی گری دشمن برای انفعال پلیس در برابر
    اطلاعات غافلگیر کننده درباره بوریس جانسون
    پیوستن تعدادی از مشاورین املاک مشکین دشت به
    تاریقلی شهردار ماهدشت ماند
    توزیع یارانه خرید کتاب از طریق کتابفروشی های
    ساختار شکنیِ “گاندو” تلنگری به مسئولین بود
    تکرار یاوه‌گویی‌های عربستان درباره نقش ایران در یمن
    ماجرای یک خبر کذب درباره دخترِ «محمدعلی کشاورز»
    جلسه هماهنگی ستاد بزرگداشت روز “عفاف و حجاب”
    البرز به عنوان استان‌خوش‌مصرفِ برق معرفی شد!
    حضور کاروان زیرسایه خورشید در استان البرز/ قاضی
    معامله قرن؛ نشستی صرفا امریکایی!
    کاروان زیر سایه خورشید 190 برنامه در البرز
    مصلایی در البرز که هم محل قرآن و
    دادستان کرج: باید نظارت و کنترل مهدهای کودک
    «ما همه باهم هستیم» چگونه شکست خورد؟!
    انتصاب جانشین رئیس ستادکل نیروهای مسلح و رئیس
    برگزاری مسابقه استعدادیابی در مشکین دشت فردیس
تارخ انتشار: یکشنبه 5 می 2019 - 03:52
کد خبر : 278

دست های پشت پرده! /طنز

“مریم عابدی” جدیدترین سروده طنز خود را منتشر کرد.

دست های پشت پرده! /طنز

مریم عابدی، شاعر طنز پرداز کشورمان جدیدترین سروده خود را با مضمون “دست پشت پرده” منتشر کرد.

در ادامه شعر این بانوی هنرمند را می خوانید:

یه دستی بود که پشت پرده ها بود
هزار تا کار میکرد و بی صدا بود

تراولا رو دونه دونه میشمرد
تو بانک نا کجا سپرده میسپرد

مردمو تو صف میکشوند و میبرد
سه لا و پهنا حقشونو میخورد

تو جیبای مردمو جارو میکرد
هی پولاشو سوار پارو میکرد

اسکی میرفت و تر و فرز می سرید
چاقوی تیزش گوشا رو می برید

بشکن میزد زمانی که مست بود
اره ی دستای تهی دست بود

پوشک بچه ها رو وقتی حس کرد
انگشتای کثیفشو نجس کرد

فشار می داد حنجره ی ملتو
خراش میداد آبروی عزتو

با یک اشاره گاهی غوغا میکرد
دلارو هی پایینو بالا میکرد

مثل فنر هی این ور اون ور میرفت
هی کف گرگی می زد و در می رفت

سمبه میزد تو حلق و نای مردم
تا در نیاد یه وقت صدای مردم

یه وقتی گوسفندا رو سلاخی کرد
گوشت تن مردمو طباخی کرد

یه وقتی کاهو رو ورق ورق کرد
لاستیک ماشینا رو لق و تق کرد

قوطی های ربو رو هم سوار کرد
تو انبارا برنجو احتکار کرد

به سیب های خوشمزه ناخن کشید
مرغای بی زبونو از هم درید

چایی و عطرشو توی قفس کرد
پوسیدن پیازها رو هوس کرد

مردمو خسته کرده و کلافه
هی گره کور میکنه اضافه

کی میشه که این گره ها وا بشه
دستای پشت پرده رسوا بشه!

مریم عابدی