تیتر داغ
    جلسه هماهنگی ستاد بزرگداشت روز “عفاف و حجاب”
    البرز به عنوان استان‌خوش‌مصرفِ برق معرفی شد!
    حضور کاروان زیرسایه خورشید در استان البرز/ قاضی
    معامله قرن؛ نشستی صرفا امریکایی!
    کاروان زیر سایه خورشید 190 برنامه در البرز
    مصلایی در البرز که هم محل قرآن و
    دادستان کرج: باید نظارت و کنترل مهدهای کودک
    «ما همه باهم هستیم» چگونه شکست خورد؟!
    انتصاب جانشین رئیس ستادکل نیروهای مسلح و رئیس
    برگزاری مسابقه استعدادیابی در مشکین دشت فردیس
    بانوی گیلانی آمر به معروف: اگر زمان به
    جهانگیری مچکریم!!
    شکست ضدانقلاب این بار در “کازرون”
    مرگ دلخراش راننده نیسان در اشتهارد
    چرخ سفال و سرامیک در «گلستانک» محمدشهرمی چرخد
    مردم امکانات اولیه نداشته باشند عدالت نیست مسئولان
    اجرای 55 پروژه محرومیت زدایی در مناطق محروم
    سقوط رژیم فاسد صهیونیستی نزدیک است
    جدیدتر ین اکتشاف ترامپ/ ماه بخشی از مریخ
    “آموزش” رویکرد اصلی بسیج رسانه استان البرز است
    ظرفیت پناهگاه سگ‌های بلاصاحب حلقه دره ماهدشت پر
    فروش انشعاب آب 40 میلیون تومانی در روستاهای
    سن حضرت ابراهيم(ع) هنگامي كه در آتش افكنده
    اشتباه فاحش در یک بیلبورد شهری بمناسبت رحلت
    هر جا مقاومت کردیم، به پیش رفتیم هر
    پروژه ادامه بزرگراه همت به کرج تا هفته
    برگزیدگان مسابقه کتابخوانی “بسیج رسانه” البرز تقدیر شدند
    تولید فرچه توالت به شکل ترامپ!
    زوج‌های نابارور البرزی خدمات رایگان دریافت می‌کنند
    انبار دپو کاغذ در کرج کشف شد
تارخ انتشار: یکشنبه 5 می 2019 - 03:52
کد خبر : 278

دست های پشت پرده! /طنز

“مریم عابدی” جدیدترین سروده طنز خود را منتشر کرد.

دست های پشت پرده! /طنز

مریم عابدی، شاعر طنز پرداز کشورمان جدیدترین سروده خود را با مضمون “دست پشت پرده” منتشر کرد.

در ادامه شعر این بانوی هنرمند را می خوانید:

یه دستی بود که پشت پرده ها بود
هزار تا کار میکرد و بی صدا بود

تراولا رو دونه دونه میشمرد
تو بانک نا کجا سپرده میسپرد

مردمو تو صف میکشوند و میبرد
سه لا و پهنا حقشونو میخورد

تو جیبای مردمو جارو میکرد
هی پولاشو سوار پارو میکرد

اسکی میرفت و تر و فرز می سرید
چاقوی تیزش گوشا رو می برید

بشکن میزد زمانی که مست بود
اره ی دستای تهی دست بود

پوشک بچه ها رو وقتی حس کرد
انگشتای کثیفشو نجس کرد

فشار می داد حنجره ی ملتو
خراش میداد آبروی عزتو

با یک اشاره گاهی غوغا میکرد
دلارو هی پایینو بالا میکرد

مثل فنر هی این ور اون ور میرفت
هی کف گرگی می زد و در می رفت

سمبه میزد تو حلق و نای مردم
تا در نیاد یه وقت صدای مردم

یه وقتی گوسفندا رو سلاخی کرد
گوشت تن مردمو طباخی کرد

یه وقتی کاهو رو ورق ورق کرد
لاستیک ماشینا رو لق و تق کرد

قوطی های ربو رو هم سوار کرد
تو انبارا برنجو احتکار کرد

به سیب های خوشمزه ناخن کشید
مرغای بی زبونو از هم درید

چایی و عطرشو توی قفس کرد
پوسیدن پیازها رو هوس کرد

مردمو خسته کرده و کلافه
هی گره کور میکنه اضافه

کی میشه که این گره ها وا بشه
دستای پشت پرده رسوا بشه!

مریم عابدی