تیتر داغ
    برگزیدگان مسابقه کتابخوانی “بسیج رسانه” البرز تقدیر شدند
    تولید فرچه توالت به شکل ترامپ!
    زوج‌های نابارور البرزی خدمات رایگان دریافت می‌کنند
    انبار دپو کاغذ در کرج کشف شد
    بطحائی: مهر 98 کمبود معلم داریم
    در بودجه صداوسیما اجبار می‌کنند باید بیش از
    خوشحالی پسا قهرمانی جان جوان مشکین دشتی را
    درباره افزایش یا کاهش قیمت خودرو توقع دارید
    آتش گرفتن نفت کش های اماراتی گوشمالی سختی
    برخورد سرویس مدرسه با دیواری در محمدشهر/ 13
    تصویری که “ایوانکا ترامپ” از توئیترش حذف کرد
    بانوی مسیحی استرالیایی در کرج مسلمان شد
    در البرز هیچگونه کمبود کالا و ارزاق عمومی
    توزیع 77 هزار سبدغذایی بین مادران باردار و
    آب سد طالقان سرریز کرد
    آئین تودیع و معارفه فرماندهان حوزه های بسیج
    دوره آموزش “سوادرسانه” در محمدشهر کرج برگزار شد
    صحبت‌های رهبر انقلاب درباره زنی هواپیما‌ربا/ «لیلا خالد»
    دشمن برای عفت‌زدایی و غیرت‌زدایی از جامعه برنامه
    شهر 10 هکتاری استارتاپ در البرز ایجاد می‌شود
    راهپیمایی مردم کرج در حمایت قاطع از تصمیم
    قطع گاز در محمدشهر کرج
    نگذارید باشگاه مقاومت البرز تعطیل شود/ عکس “مهدی”
    البرز در جمع 9 استان با آمار بالای
    ویژه برنامه های ماه رمضان در کانون های
    ترویج روزه‌خواری؛ پروژه‌ جدید بی‌بی‌سی و اکانت‌های فارسی
    شهرک‌های صنعتی البرز ‌انحصار تولید دارو را شکستند
    اگر بین ایران و آمریکا جنگ صورت پذیرد
    ساعت کار نانوایی‌ها در البرز تغییر نکرده است
    چند تن مواد غذایی فاسد در کرج معدوم
تارخ انتشار: یکشنبه 5 می 2019 - 03:52
کد خبر : 278

دست های پشت پرده! /طنز

“مریم عابدی” جدیدترین سروده طنز خود را منتشر کرد.

دست های پشت پرده! /طنز

مریم عابدی، شاعر طنز پرداز کشورمان جدیدترین سروده خود را با مضمون “دست پشت پرده” منتشر کرد.

در ادامه شعر این بانوی هنرمند را می خوانید:

یه دستی بود که پشت پرده ها بود
هزار تا کار میکرد و بی صدا بود

تراولا رو دونه دونه میشمرد
تو بانک نا کجا سپرده میسپرد

مردمو تو صف میکشوند و میبرد
سه لا و پهنا حقشونو میخورد

تو جیبای مردمو جارو میکرد
هی پولاشو سوار پارو میکرد

اسکی میرفت و تر و فرز می سرید
چاقوی تیزش گوشا رو می برید

بشکن میزد زمانی که مست بود
اره ی دستای تهی دست بود

پوشک بچه ها رو وقتی حس کرد
انگشتای کثیفشو نجس کرد

فشار می داد حنجره ی ملتو
خراش میداد آبروی عزتو

با یک اشاره گاهی غوغا میکرد
دلارو هی پایینو بالا میکرد

مثل فنر هی این ور اون ور میرفت
هی کف گرگی می زد و در می رفت

سمبه میزد تو حلق و نای مردم
تا در نیاد یه وقت صدای مردم

یه وقتی گوسفندا رو سلاخی کرد
گوشت تن مردمو طباخی کرد

یه وقتی کاهو رو ورق ورق کرد
لاستیک ماشینا رو لق و تق کرد

قوطی های ربو رو هم سوار کرد
تو انبارا برنجو احتکار کرد

به سیب های خوشمزه ناخن کشید
مرغای بی زبونو از هم درید

چایی و عطرشو توی قفس کرد
پوسیدن پیازها رو هوس کرد

مردمو خسته کرده و کلافه
هی گره کور میکنه اضافه

کی میشه که این گره ها وا بشه
دستای پشت پرده رسوا بشه!

مریم عابدی