وجود ردپای شیطان بزرگ در قائله خیابان “پاسداران”
    تعامل “تهران” و “دهلی نو” در بردارنده سود
    چکیده پیامدهای سفر روحانی به هند
    سران سه قوه باید از عذرخواهی رهبر خجالت
    مشکلات مشترک شهرداران البرز بررسی شد
    یادواره شهدای محمدشهرکرج برگزار شد+ تصاویر
    در جنگ تحمیلی اقلیتی اکثریت جامعه را نجات
    انتشار کتاب بیانات رهبر معظم انقلاب با موضوع
    تجمع عزادارن فاطمی در ماهدشت کرج/ تصاویر
    پیکر مطهر یک “شهید گمنام” در مشکین دشت
    ۲۷۰ کیلو مرغ فاسد در مشکین دشت فردیس
    دوره “کارآفرینی اجتماعی” در مشکین دشت فردیس برگزار
    زنان خرمشهر مسئول انبار مهمات شدند/ با صابون
    وداع بانوان مشکین دشت فردیس با پیکر ۲
    آئین وداع با “شهید گمنام” در محمدشهر کرج
    ۱۴۲ هزار هکتار از اراضی کشاورزی کشور به
    تابلو ورودی ماهدشت به نام شهدا مزین می
    مشکین دشت میزبان “شهید گمنام” می شود
    تأثیر نماز بر کنترل فشار خون
    سرباز اسرائیلی در سطل زباله!
    تولد لاکچری پسر خواننده مشهور/تصاویر
    خودکشی دختر ۲۲ ساله در خیابان آزادی
    کباب‌خوری به هر مقدار در ناهارخوری مجلس!
    دانشجویان در کنار اختراعات ،فرهنگ “اقصادمقاومتی” را در
    دومین جشنواره علمی دانشجویان البرز برگزار شد+تصاویر
    اهتمام جدی کمیته امداد محمدشهر برای ایجاد مشاغل
    ماجرای پاره شدن بنر اطلاع رسانی هیئتی در
    مسئولین با رفع مشکلات مردم از حضور آنها
    برگزاری “همه پرسی” را برای اوضاع معیشت
    محفل انس با قرآن کریم در مشکین دشت
تارخ انتشار: چهارشنبه ۶ دی ۱۳۹۶ - ۱۴:۳۰
کد خبر : 24501

سروده شاعربداهه سرای کشور در مورد زلزله

عبدالمجید فرائی ، شاعر بداهه گوی کشور درپی وقوع زلزله در تهران شعری سروده است که در ادامه می خوانید.

سروده شاعربداهه سرای کشور در مورد زلزله

عبدالمجید فرائی در پی وقوع ۲ زلزله متوالی در تهران و البرز جدیدترین سروده خود را در “طنین شهر” منتشر کرد.

 

 

بشر خام، به ساز دگران، می‌رقصید
بی خبر از همه جا، دام گنه می‌غلطید
یادشان رفت، خدا هست، کنون می‌نگرد
دل موعود خداوند جهان، می رنجید

سر زلف تو جهانی، به تلاطم واداشت
پرده از روی حقایق، به تکانی برداشت
باد بر زلف تو پیچید، جهان زلزله شد
سفله خود ایمن از آسیب جهان می‌پنداشت

همگان، ذره‌ای از هیبت تو می‌دیدند
جسته از خواب گران، قدرت تو فهمیدند
همه ترسیده بهم، یکسره می‌پیچیدند
باز، بر دامن تو، چنگ زده، نالیدند

مهربانانه، دلت سوخت، تبسم کردی
حالشان دیدی و از لطف، ترحم کردی
تو خدایی، همه یک بار دگر، بخشیدی
چون همیشه ز همه، رفع تهاجم کردی

سروده “عبدالمجیدفرائی”
۱۳۹۶/۱۰/۶

پاسخی بگذارید

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.

تبلیغات

تبلیغات