تخریب محل اجتماعات معتادان نجات یافته در ماهدشت
    طرح رایگان معاینه چشم در مشکین دشت فردیس
    شورای شهر کرج به فکر چهارمین شهردار در
    برای درمان افسردگی چه بخوریم؟
    “اشکان دژاگه” بعد از ورود به ایران سیّد
    واکنش تند عراقی ها به حرف های ضد
    ۱۶ نقطه حادثه خیز در محور کرچ –
    آیا اموات شبهای جمعه به خانه خود باز
    خبرنگاران باید بازگو کننده حقیقت امورباشند نه واقعیت
    موشک باران اسراییل توسط گردان عزالدین قسام
    اعمال شب و روز «دحوالارض»
    بیت مشهوری که مصرع دومش را امام علی(ع)
    تبریک متفاوت “شیلا خداداد” به مناسبت روز خبرنگار
    تقلید مهاجم پرسپولیس از رونالدو/ تصویر
    هاشم نژاد: بریز و بپاش نکنند/ کولیوند: معیشت
    پیش‌بینی دمای ۴۲ درجه در البرز
    آغاز طرح تبدیل زمین های بلااستفاده مشکین دشت
    خبرنگاری؛ حرفه ای پر مخاطره / خبرنگاران؛ ایستاده
    خبرنگاران می‌توانند عامل سازش یا تنش در یک
    رتبه ۳ کنکور زبان های خارجی:داوطلبان پول و
    کمبود بنزین در سطح استان البرز تکذیب شد
    روح انسان پس از مرگ کجا می رود؟
    به هیچ وجه “کره “را در یخچال نگه
    در تجمع اعتراض آمیزکرج و برخی شهرها چه
    ماجرایی که باعث سجده شکر رهبر انقلاب شد
    خبر اعتصاب و تعطیلی واحدهای صنفی در کرج
    جدول برنامه قطع برق استان البرز در ۹
    خواص فوق العاده “بادرنجبویه”
    اسامی نفرات برتر کنکور سراسری اعلام شد
    کلمه فارسی که نمی شود آن را به
تارخ انتشار: چهارشنبه ۶ دی ۱۳۹۶ - ۱۴:۳۰
کد خبر : 24501

سروده شاعربداهه سرای کشور در مورد زلزله

عبدالمجید فرائی ، شاعر بداهه گوی کشور درپی وقوع زلزله در تهران شعری سروده است که در ادامه می خوانید.

سروده شاعربداهه سرای کشور در مورد زلزله

عبدالمجید فرائی در پی وقوع ۲ زلزله متوالی در تهران و البرز جدیدترین سروده خود را در “طنین شهر” منتشر کرد.

 

 

بشر خام، به ساز دگران، می‌رقصید
بی خبر از همه جا، دام گنه می‌غلطید
یادشان رفت، خدا هست، کنون می‌نگرد
دل موعود خداوند جهان، می رنجید

سر زلف تو جهانی، به تلاطم واداشت
پرده از روی حقایق، به تکانی برداشت
باد بر زلف تو پیچید، جهان زلزله شد
سفله خود ایمن از آسیب جهان می‌پنداشت

همگان، ذره‌ای از هیبت تو می‌دیدند
جسته از خواب گران، قدرت تو فهمیدند
همه ترسیده بهم، یکسره می‌پیچیدند
باز، بر دامن تو، چنگ زده، نالیدند

مهربانانه، دلت سوخت، تبسم کردی
حالشان دیدی و از لطف، ترحم کردی
تو خدایی، همه یک بار دگر، بخشیدی
چون همیشه ز همه، رفع تهاجم کردی

سروده “عبدالمجیدفرائی”
۱۳۹۶/۱۰/۶

پاسخی بگذارید

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.

تبلیغات

تبلیغات

تبلیغات