افتتاح ۲۵ طرح عمرانی محرومیت زدایی در هفته
    افشاگری رضا کیانیان درباره دروغ بزرگ آقای رئیس
    پسر اسطوره استقلال یک پرسپولیسی است؟!
    اعلام آمادگی ۱۰۰ نماینده مجلس برای پیوستن به
    ۱۰ وقف جدید در استان البرز انجام شد
    توضیح درباره‌ روابط شبهه‌انگیز شخصیت‌های «بازی نقاب‌ها»
    ظروف تاریخی غارت شده ایتالیا بازگردانده شد
    ضرورت تسریع در تکمیل پروژه‌های عمرانی بهشت سکینه
    «شاهرخ استخری» دوباره پدر شد +عکس
    دانه های شگفت انگیزی که آن ها را
    هشدار پلیس به دارندگان آیفون
    گران ترین اسباب بازی‌های دنیا +تصاویر
    رکوردشکنی زائران ایرانی در پیاده‌روی اربعین
    گزینه‌های جدی ۱۳ استانداری کشور را بیشتر بشناسید+
    واژگونی” ام‌وی‌ام ” در جاده ماهدشت – اشتهارد
    اقدام جالب زائران مشکین دشتی در مسیر راهپیمایی
    ذکری ساده که فقر و هفتاد بلا را
    خیز شهرداری مشکین دشت در حمایت از هنرمندان
    ساقی قدیمی صحن حضرت عباس(ع)/تصویر
    شب ها زیر بالشتان” سیر” بگذارید!
    حضور هیچکاکی منوچهر هادی در یک سکانس «دلدادگان»!
    تست جالب روانشناسی که شخصیت‌تان را محک می‌زند!
    مصامحه کاری درباره توهین به اهل بیت (ع)
    بیمارستان امام خمینی (ره) کرج به بخش خصوصی
    امکان ایجاد حداقل۷ هزار فرصت شغلی در همسایگی
    توهین سناتور آمریکایی به ایرانی‌ها جنجال آفرید
    نفیسه روشن در استادیوم آزادی/تصویر
    ارزش دلار ۵۰درصد کاهش می یابد
    کمک۶ میلیارد تومانی البرزی‌ها در جشن عاطفه‌ها
    ۴۴ درصد قتل‌های البرز در مناطق حاشیه‌ای رخ
تارخ انتشار: چهارشنبه ۶ دی ۱۳۹۶ - ۱۴:۳۰
کد خبر : 24501

سروده شاعربداهه سرای کشور در مورد زلزله

عبدالمجید فرائی ، شاعر بداهه گوی کشور درپی وقوع زلزله در تهران شعری سروده است که در ادامه می خوانید.

سروده شاعربداهه سرای کشور در مورد زلزله

عبدالمجید فرائی در پی وقوع ۲ زلزله متوالی در تهران و البرز جدیدترین سروده خود را در “طنین شهر” منتشر کرد.

 

 

بشر خام، به ساز دگران، می‌رقصید
بی خبر از همه جا، دام گنه می‌غلطید
یادشان رفت، خدا هست، کنون می‌نگرد
دل موعود خداوند جهان، می رنجید

سر زلف تو جهانی، به تلاطم واداشت
پرده از روی حقایق، به تکانی برداشت
باد بر زلف تو پیچید، جهان زلزله شد
سفله خود ایمن از آسیب جهان می‌پنداشت

همگان، ذره‌ای از هیبت تو می‌دیدند
جسته از خواب گران، قدرت تو فهمیدند
همه ترسیده بهم، یکسره می‌پیچیدند
باز، بر دامن تو، چنگ زده، نالیدند

مهربانانه، دلت سوخت، تبسم کردی
حالشان دیدی و از لطف، ترحم کردی
تو خدایی، همه یک بار دگر، بخشیدی
چون همیشه ز همه، رفع تهاجم کردی

سروده “عبدالمجیدفرائی”
۱۳۹۶/۱۰/۶

پاسخی بگذارید

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.

تبلیغات

تبلیغات

تبلیغات