تیتر داغ
    جلسه هماهنگی ستاد بزرگداشت روز “عفاف و حجاب”
    البرز به عنوان استان‌خوش‌مصرفِ برق معرفی شد!
    حضور کاروان زیرسایه خورشید در استان البرز/ قاضی
    معامله قرن؛ نشستی صرفا امریکایی!
    کاروان زیر سایه خورشید 190 برنامه در البرز
    مصلایی در البرز که هم محل قرآن و
    دادستان کرج: باید نظارت و کنترل مهدهای کودک
    «ما همه باهم هستیم» چگونه شکست خورد؟!
    انتصاب جانشین رئیس ستادکل نیروهای مسلح و رئیس
    برگزاری مسابقه استعدادیابی در مشکین دشت فردیس
    بانوی گیلانی آمر به معروف: اگر زمان به
    جهانگیری مچکریم!!
    شکست ضدانقلاب این بار در “کازرون”
    مرگ دلخراش راننده نیسان در اشتهارد
    چرخ سفال و سرامیک در «گلستانک» محمدشهرمی چرخد
    مردم امکانات اولیه نداشته باشند عدالت نیست مسئولان
    اجرای 55 پروژه محرومیت زدایی در مناطق محروم
    سقوط رژیم فاسد صهیونیستی نزدیک است
    جدیدتر ین اکتشاف ترامپ/ ماه بخشی از مریخ
    “آموزش” رویکرد اصلی بسیج رسانه استان البرز است
    ظرفیت پناهگاه سگ‌های بلاصاحب حلقه دره ماهدشت پر
    فروش انشعاب آب 40 میلیون تومانی در روستاهای
    سن حضرت ابراهيم(ع) هنگامي كه در آتش افكنده
    اشتباه فاحش در یک بیلبورد شهری بمناسبت رحلت
    هر جا مقاومت کردیم، به پیش رفتیم هر
    پروژه ادامه بزرگراه همت به کرج تا هفته
    برگزیدگان مسابقه کتابخوانی “بسیج رسانه” البرز تقدیر شدند
    تولید فرچه توالت به شکل ترامپ!
    زوج‌های نابارور البرزی خدمات رایگان دریافت می‌کنند
    انبار دپو کاغذ در کرج کشف شد
تارخ انتشار: چهار شنبه 1 می 2019 - 11:05
کد خبر : 242

الهام چرخنده ازدواج کرد

الهام چرخنده با انتشار پستی از ازدواجش خبر داد.

الهام چرخنده ازدواج کرد

لهام چرخنده با انتشار عکسی نوشت: سلام…
همه چیز در سادگی نهار امروز خلاصه میشد. سبد پیکنیک دست تو بود .میرفتی تا جایی راحت و امن و دنج و تمیز پیدا کنی. از دور قامت عباسیت رو نگاه میکردم.
تو دلم میگفتم: ای خدا، مگه میشه یک انسان اینقدر آدم حسابی باشه!!!
صدام زدی؛ الهامم ، بیا اینجا خوبه.
نشستیم..
تو درست نیمکت رو ب روی من بودی .. درب ظرف ها رو باز کردی.. ای جانم.. ممنون خانوم..
مثل همیشه لقمه اول رو برای من گرفتی.
من گونه هام سرخ شد باز.. گفتم؛ دردتون به جان، یه کوکو سیب زمینی ساده و یه ظرف سالاد این همه تشویق و محبت و تشکر نداره که نفس..
زل زدی تو چشمام گفتی.. خودت چی پس؟! این همه راه اومدی، تا محل کارم، تا نهار رو تو این هوای بهاری تو طبیعت با هم بخوریم.‌ تا لقمه آخر این نهار چشم ازت بر نداشتم.
و لحظه آخر وقتی از جامون بلند شدیم، این عکس رو گرفتم…
گفتی: از نیمکت خالی عکس میگیری؟
خندیدم.
این نیمکت در نظر اول خالیه.‌ برای من و تو کلی خاطره توش باقی موند.‌ پی نوشت.. هوا خوبه.. همسرانمون خسته کار و خسته قصه های اقتصادی هستن.‌ گاهی خوشحالی زیبایی میشه با کمترین ها به شرط عشق برای خودمون خلق کنیم.
#با_هم#عشق#بهار#اردیبعشق#سفر #همدم#زندگی